..........................................
سلام
..........................................
..........................................
توپولوژی های فايروال
برای پياده سازی و پيکربندی فايروال ها در يک شبکه از توپولوژی های متفاوتی استفاده می گردد . توپولوژی انتخابی به ويژگی های شبکه و خواسته های موجود بستگی خواهد داشت . در اين رابطه گزينه های متفاوتی وجود دارد که در ادامه به بررسی برخی از نمونه های متداول در اين زمينه خواهيم پرداخت.
(برای آشنائی با فايروال ها و برخی از ويژگی های ارائه شده توسط آنان مطالعه مطلب فايروال ها : يک ضرورت اجتناب ناپذير در دنيای امنيت اطلاعات ، پيشنهاد می گردد ) .
سناريوی اول : يک فايروال Dual-Homed
در اين توپولوژی که يکی از ساده ترين و در عين حال متداولترين روش استفاده از يک فايروال است ، يک فايروال مستقيما" و از طريق يک خط Dial-up ، خطوط ISDN و يا مودم های کابلی به اينترنت متصل می گردد. در توپولوژی فوق امکان استفاده از DMZ وجود نخواهد داشت .

برخی از ويژگی های اين توپولوژی عبارت از :
فايروال مسئوليت بررسی بسته های اطلاعاتی ارسالی با توجه به قوانين فيلترينگ تعريف شده بين شبکه داحلی و اينترنت و برعکس را برعهده دارد.
فايروال از آدرس IP خود برای ارسال بسته های اطلاعاتی بر روی اينترنت استفاده می نمايد .
دارای يک پيکربندی ساده بوده و در مواردی که صرفا" دارای يک آدرس IP معتبر ( Valid ) می باشيم ، کارساز خواهند بود .
برای اتصال فايروال به اينترنت می توان از يک خط Dial-up معمولی ، يک اتصال ISDN و مودم های کابلی استفاده نمود .
سناريوی دوم : يک شبکه Two-Legged به همراه قابليت استفاده از يک ناحيه DMZ
در اين توپولوژی که نسبت به مدل قبلی دارای ويژگی های پيشرفته تری است ، روتر متصل شده به اينترنت به هاب و يا سوئيچ موجود در شبکه داخلی متصل می گردد .

برخی از ويژگی های اين توپولوژی عبارت از :
ماشين هائی که می بايست امکان دستيابی مستقيم به اينترنت را داشته باشند ( توسط فايروال فيلتر نخواهند شد ) ، به هاب و يا سوئيچ خارجی متصل می گردند .
فايروال دارای دو کارت شبکه است که يکی به هاب و يا سوئيچ خارجی و ديگری به هاب و يا سوئيچ داخلی متصل می گردد. ( تسهيل در امر پيکربندی فايروال )
ماشين هائی که می بايست توسط فايروال حفاظت گردند به هاب و يا سوئيچ داخلی متصل می گردند .
به منظور افزايش کارآئی و امنيت شبکه ، می توان از سوئيچ در مقابل هاب استفاده نمود .
در توپولوژی فوق امکان استفاده از سرويس دهندگانی نظير وب و يا پست الکترونيکی که می بايست قابليت دستيابی همگانی و عمومی به آنان وجود داشته باشد از طريق ناحيه DMZ فراهم می گردد .
در صورتی که امکان کنترل و مديريت روتر وجود داشته باشد ، می توان مجموعه ای ديگر از قابليت های فيلترينگ بسته های اطلاعاتی را نيز به خدمت گرفت . با استفاده از پتانسيل های فوق می توان يک سطح حفاظتی محدود ديگر متمايز از امکانات ارائه شده توسط فايروال ها را نيز پياده سازی نمود .
در صورتی که امکان کنترل و مديريت روتر وجود نداشته باشد ، ناحيه DMZ بطور کامل در معرض استفاده عموم کاربران اينترنت قرار خواهد داشت . در چنين مواردی لازم است با استفاده از ويژگی ها و پتانسيل های ارائه شده توسط سيستم عامل نصب شده بر روی هر يک از کامپيوترهای موجود در ناحيه DMZ ، يک سطح مناسب امنيتی را برای هر يک از آنان تعريف نمود .
پيکربندی مناسب ناحيه DMZ به دو عامل متفاوت بستگی خواهد داشت : وجود يک روتر خارجی و داشتن چندين آدرس IP
در صورتی که امکان ارتباط با اينترنت از طريق يک اتصال PPP ( مودم Dial-up ) فراهم شده است و يا امکان کنترل روتر وجود ندارد و يا صرفا" دارای يک آدرس IP می باشيم ، می بايست از يک راهکار ديگر در اين رابطه استفاده نمود . در اين رابطه می توان از دو راه حل متفاوت با توجه به شرايط موجود استفاده نمود :
راه حل اول ، ايجاد و پيکربندی يک فايروال ديگر در شبکه است . راه حل فوق در مواردی که از طريق PPP به شبکه متصل می باشيم ، مفيد خواهد بود . در توپولوژی فوق ، يکی از ماشين ها به عنوان يک فايروال خارجی ايفای وظيفه می نمايد ( فايروال شماره يک ) . ماشين فوق مسئوليت ايجاد اتصال PPP و کنترل دستيابی به ناحيه DMZ را بر عهده خواهد داشت و فايروال شماره دو ، مسئوليت حفاظت از شبکه داخلی را برعهده دارد . فايروال شماره يک از فايروال شماره دو نيز حفاظت می نمايد.

راه حل دوم، ايجاد يک فايروال Three Legged است که در ادامه به آن اشاره خواهيم کرد .
سناريوی سوم : فايروال Three-Legged
در اين توپولوژی که نسبت به مدل های قبلی دارای ويژگی های پيشرفته تری است ، از يک کارت شبکه ديگر بر روی فايروال و برای ناحيه DMZ استفاده می گردد . پيکربندی فايروال بگونه ای خواهد بود که روتينگ بسته های اطلاعاتی بين اينترنت و ناحيه DMZ با روشی متمايز و متفاوت از اينترنت و شبکه داخلی ، انجام خواهد شد .

برخی از ويژگی های اين توپولوژی عبارت از :
امکان داشتن يک ناحيه DMZ وجود خواهد داشت .
برای سرويس دهندگان موجود در ناحيه DMZ می توان از آدرس های IP غيرمعتبر استفاده نمود .
کاربرانی که از اتصالات ايستای PPP استفاده می نمايند نيز می توانند به ناحيه DMZ دستيابی داشته و از خدمات سرويس دهندگان متفاوت موجود در اين ناحيه استفاده نمايند .
يک راه حل مقرون به صرفه برای سازمان ها و ادارات کوچک است .
برای دستيابی به ناحيه DMZ و شبکه داخلی می بايست مجموعه قوانين خاصی تعريف گردد و همين موضوع ، پياده سازی و پيکربندی مناسب اين توپولوژی را اندازه ای پيجيده تر می نمايد .
در صورتی که امکان کنترل روتر متصل به اينترنت وجود نداشته باشد ، می توان کنترل ترافيک ناحيه DMZ را با استفاده از امکانات ارائه شده توسط فايروال شماره يک انجام داد .
در صورت امکان سعی گردد که دستيابی به ناحيه DMZ محدود شود . لبلابلایسبنلاسینکبلاسکینبلیبل
آشنائی با کارت شبکه
کارت شبکه ، يکی از مهمترين عناصر سخت افزاری در زمان پياده سازی يک شبکه کامپيوتری است . هر کامپيوتر موجود در شبکه ( سرويس گيرندگان و سرويس دهندگان ) ، نيازمند استفاده از يک کارت شبکه است . کارت شبکه ، ارتباط بين کامپيوتر و محيط انتقال ( نظير کابل ها ی مسی و يا فيبر نوری ) را فراهم می نمايد .
اکثر مادربردهای جديدی که از آنان در کامپيوترهای شخصی استفاده می گردد ، دارای يک اينترفيس شبکه ای onboard می باشند . کامپيوترهای قديمی و يا کامپيوترهای جديدی که دارای اينترفيس شبکه ای onboard نمی باشند ، در زمان اتصال به شبکه ، می بايست بر روی آنان يک کارت شبکه نصب گردد.
شکل زير يک نمونه کارت شبکه را که دارای يک پورت RJ-45 است را نشان می دهد .

وظايف کارت شبکه
برقراری ارتباط لازم بين کامپيوتر و محيط انتقال
تبديل داده : داده ها بر روی گذرگاه ( bus ) کامپيوتر به صورت موازی حرکت می نمايند . نحوه حرکت داده ها بر روی محيط انتقال شبکه به صورت سريال است . ترانسيور کارت شبکه ( يک ارسال کننده و يا دريافت کننده ) ، داده ها را از حالت موازی به سريال و بالعکس تبديل می نمايد .
ارائه يک آدرس منحصربفرد سخت افزاری : آدرس سخت افزاری (MAC ) درون تراشه ROM موجود بر روی کارت شبکه نوشته می گردد . آدرس MAC در واقع يک زير لايه از لايه Data Link مدل مرجع OSI می باشد . آدرس سخت افراری موجود بر روی کارت شبکه ، يک آدرس منحصربفرد را برای هر يک از کامپيوترهای موجود در شبکه ، مشخص می نمايد . پروتکل هائی نظير TCP/IP از يک سيستم آدرس دهی منطقی ( آدرس IP ) ، استفاده می نمايند . در چنين مواردی قبل از دريافت داده توسط کامپيوتر ، می بايست آدرس منطقی به آدرس سخت افزاری ترجمه گردد .
انتخاب کارت شبکه
برای انتخاب يک کارت شبکه ، می بايست پارامترهای متعددی را بررسی نمود :
سازگاری با معماری استفاده شده در شبکه : کارت های شبکه دارای مدل های متفاوتی با توجه به معماری استفاده شده در شبکه ( اترنت ، Token ring )می باشند . اترنت ، متداولترين معماری شبکه در حال حاضر است که در شبکه هائی با ابعاد بزرگ و کوچک ، استفاده می گردد .
سازگاری با throughput شبکه : در صورتی که يک شبکه اترنت سريع (سرعت 100Mbps ) پياده سازی شده است ، انتخاب يک کارت اترنت با سرعت 10Mbps تصميم مناسبی در اين رابطه نخواهد بود . اکثر کارت های شبکه جديد قادر به سوئيچينگ اتوماتيک بين سرعت های 10 و 100Mbps می باشند ( اترنت معمولی و اترنت سريع )
سازگاری با نوع اسلات های خالی مادربرد : کارت های شبکه دارای مدل های متفاوتی با توجه به نوع اسلات مادربرد می باشند. کارت های شبکه PCI درون يک اسلات خالی PCI و کارت هائی از نوع ISA در اسلات های ISA نصب می گردند . کارت شبکه می بايست متناسب با يکی از اسلات های خالی موجود بر روی مادربرد، انتخاب گردد. اسلات آزاد به نوع مادربرد بستگی داشته و در اين رابطه گزينه های متعددی نظير ISA,PCI و EISA می تواند وجود داشته باشد . شکل زير يک نمونه مادربرد را که دارای اسلات های ISA و PCI است ، نشان می دهد :

گذرگاه ISA که از کلمات Industry Standard Architecture اقتباس شده است، استاندارد استفاده شده در کامپيوترهای IBM XT است . استاندارد فوق در ابتدا به صورت هشت بيتی مطرح و در سال 1984 نوع شانزده بيتی آن نيز عرضه گرديد. تعداد زيادی از تجهيزات سخت افزاری نظير مودم ، کارت صدا و کارت های شبکه بر اساس استاندارد فوق توليد و عرضه شده اند . برخی از مادربردهای جديد دارای اسلات های PCI بوده و از کارت های ISA حمايت نمی نمايند . ( کارت های PCI دارای سرعت بيشتری نسبت به ISA می باشند ) .
PCI در سال 1993 معرفی و يک گذرگاه سی و دو بيتی است . PCI 2.1 شصت و چهار بيت را حمايـت می نمايد .کارت های شبکه PCI با توجه به پتاسيل های موجود دارای استعداد لازم به منظور ارائه سرعت و کارآئی بيشتری نسبت به کارت های ISA می باشند :
بافرينگ : حافظه تراشه ها ( RAM ) بر روی کارت شبکه قرار داشته و از آن به عنوان بافر استفاده می گردد .از حافظه فوق به منظور نگهداری اطلاعاتی که در انتظار پردازش می باشند و يا اطلاعاتی که می بايست بر روی شبکه منتشر شوند ، استفاده می گردد .
DMA و يا Direct Memory Access ، کامپيوترهائی که از DMA حمايـت می نمايند، امکان ارسال و يا دريافت داده از حافظه را مستقيما" و بدون درگيرکردن پردازنده فراهم می نمايند .
Bus Mastering . کارت های شبکه می توانند بگونه ای طراحی شوند که مستقيما" بدون استفاده از پردازنده کامپيوتر و يا واسطه ای ديگر به حافظه RAM کامپيوتر دستيابی داشته باشند . ويژگی فوق به کارت های شبکه اجازه می دهد که bus را کنترل نموده و داده ئی را به حافظه RAM کاميپوتر ارسال و يا دريافت نمايند .
نصب کارت شبکه
برای نصب کارت شبکه می توان مراحل زير را دنبال نمود :
باز نمودن کيس کامپيوتر و نصب کارت شبکه در يکی از اسلات های آزاد
بستن کيس و متصل نمودن کابل به پورت کارت شبکه
راه انداری کامپيوتر . در صورتی که يک کارت Plug&Play تهيه شده است و از سيستم عاملی استفاده می شود که تکنولوژی Plug & Play را حمايت می نمايد ، تنها کاری که احتمالا" می بايست انجام داد ، قرار دادن ديسکت و يا CD درايور کارت شبکه در درايو مربوطه است .در صورتی که از سيستم عاملی استفاده می گردد که قادر به تشخيص سخت افزارهای جديد نمی باشد ، می بايست عمليات نصب کارت شبکه به صورت دستی انجام شود .
با توجه به اين که کامپيوترهای جديد و سيستم های عاملی که بر روی آنان نصب می گردد، عموما" از فن آوری Plug&Play حمايت می نمايند ، نصب يک کارت شبکه کار چندان مشکلی نخواهد بود . کافی است کارت شبکه را درون يکی از اسلات های خالی مادربرد قرار داده و کامپيوتر را راه اندازی نمود . کارت های شبکه Plug&Play توسط سيستم عامل تشخيص داده شده و درايور آنان نصب می گردد .
در حال حاضر سيستم های عامل اندکی وجود دارد که از تکنولوژی Plug &Play حمايت نمی نمايند ، در زمان نصب کارت شبکه بر روی اين نوع سيستم ها ، می بايست دارای اطلاعات لازم در رابطه با IRQ نيز باشيم ( IRQ از کلمات Interrupt Request اقتباس شده است) . به هر دستگاه موجود در کامپيوتر نظير موس ، صفحه کليد و کارت شبکه ، يک خط IRQ نسبت داده می شود. دستگاه های فوق با استفاده از IRQ نسبت داده شده ، درخواست خود را با پردازنده مطرح می نمايند ( پردازش داده ها ) . هر دستگاه می بايست دارای يک IRQ منحصربفرد باشد در غير اينصورت با يک IRQ Conflict مواجه خواهيم شد.
جدول زير تنظيمات IRQ در کامپيوترهای شخصی را نشان می دهد .
|
IRQ |
کاربرد |
| 0 | System timer |
| 1 | Keyboard |
| 2 | Cascade to secondary IRQ controller |
| 3 | COM port 2 and 4 (serial port) |
| 4 | COM port 1 and 3 (serial port) |
| 5 | LPT2 (printer port) |
| 6 | Floppy disk controller |
| 7 | LPT1 (printer port) |
| 8 | Real-time clock |
| 9 | Free |
| 10 | Primary SCSI adapter (or free) |
| 11 | Secondary SCSI adapter (or free) |
| 12 | PS/2 mouse |
| 13 | Floating-point math coprocessor |
| 14 | Primary hard disk controller |
| 15 | Secondary hard disk controller (or free) |
به امید موفقیت برای همه شما عزیزان
DNS از کلمات Domain Name System اقتباس و يک پروتکل شناخته شده در عرصه شبکه های کامپيوتری خصوصا" اينترنت است . از پروتکل فوق به منظور ترجمه اسامی کامپيوترهای ميزبان و Domain به آدرس های IP استفاده می گردد. زمانی که شما آدرس www.srco.ir را در مرورگر خود تايپ می نمائيد ، نام فوق به يک آدرس IP و بر اساس يک درخواست خاص ( query ) که از جانب کامپيوتر شما صادر می شود ، ترجمه می گردد .
تاريخچه DNS
DNS ، زمانی که اينترنت تا به اين اندازه گسترش پيدا نکرده بود و صرفا" در حد و اندازه يک شبکه کوچک بود ، استفاده می گرديد . در آن زمان ، اسامی کامپيوترهای ميزبان به صورت دستی در فايلی با نام HOSTS درج می گرديد . فايل فوق بر روی يک سرويس دهنده مرکزی قرار می گرفت . هر سايت و يا کامپيوتر که نيازمند ترجمه اسامی کامپيوترهای ميزبان بود ، می بايست از فايل فوق استفاده می نمود . همزمان با گسترش اينترنت و افزايش تعداد کامپيوترهای ميزبان ، حجم فايل فوق نيز افزايش و امکان استفاده از آن با مشکل مواجه گرديد ( افزايش ترافيک شبکه ). با توجه به مسائل فوق ، در سال 1984 تکنولوژی DNS معرفی گرديد .
پروتکل DNS
DNS ، يک "بانک اطلاعاتی توزيع شده " است که بر روی ماشين های متعددی مستقر می شود ( مشابه ريشه های يک درخت که از ريشه اصلی انشعاب می شوند ) . امروزه اکثر شرکت ها و موسسات دارای يک سرويس دهنده DNS کوچک در سازمان خود می باشند تا اين اطمينان ايجاد گردد که کامپيوترها بدون بروز هيچگونه مشکلی ، يکديگر را پيدا می نمايند . در صورتی که از ويندوز 2000 و اکتيو دايرکتوری استفاده می نمائيد، قطعا" از DNS به منظور ترجمه اسامی کامپيوترها به آدرس های IP ، استفاده می شود . شرکت مايکروسافت در ابتدا نسخه اختصاصی سرويس دهنده DNS خود را با نام ( WINS ( Windows Internet Name Service طراحی و پياده سازی نمود . سرويس دهنده فوق مبتنی بر تکنولوژی های قديمی بود و از پروتکل هائی استفاده می گرديد که هرگز دارای کارائی مشابه DNS نبودند . بنابراين طبيعی بود که شرکت مايکروسافت از WINS فاصله گرفته و به سمت DNS حرکت کند .
از پروتکل DNS در مواردی که کامپيوتر شما اقدام به ارسال يک درخواست مبتنی بر DNS برای يک سرويس دهنده نام به منظور يافتن آدرس Domain می نمايد ، استفاده می شود .مثلا" در صورتی که در مرورگر خود آدرس www.srco.ir را تايپ نمائيد ، يک درخواست مبتنی بر DNS از کامپيوتر شما و به مقصد يک سرويس دهنده DNS صادر می شود . ماموريت درخواست ارسالی ، يافتن آدرس IP وب سايت سخاروش است .
پروتکل DNS و مدل مرجع OSI
پروتکل DNS معمولا" از پروتکل UDP به منظور حمل داده استفاده می نمايد . پروتکل UDP نسبت به TCP دارای overhead کمتری می باشد. هر اندازه overhead يک پروتکل کمتر باشد ، سرعت آن بيشتر خواهد بود . در مواردی که حمل داده با استفاده از پروتکل UDP با مشکل و يا بهتر بگوئيم خطاء مواجه گردد ، پروتکل DNS از پروتکل TCP به منظور حمل داده استفاده نموده تا اين اطمينان ايجاد گردد که داده بدرستی و بدون بروز خطاء به مقصد خواهد رسيد .

فرآيند ارسال يک درخواست DNS و دريافت پاسخ آن ، متناسب با نوع سيستم عامل نصب شده بر روی يک کامپيوتر است .برخی از سيستم های عامل اجازه استفاده از پروتکل TCP برای DNS را نداده و صرفا" می بايست از پروتکل UDP به منظور حمل داده استفاده شود . بديهی است در چنين مواردی همواره اين احتمال وجود خواهد داشت که با خطاهائی مواجه شده و عملا" امکان ترجمه نام يک کامپيوتر و يا Domain به آدرس IP وجود نداشته باشد .
پروتکل DNS از پورت 53 به منظور ارائه خدمات خود استفاده می نمايد . بنابراين يک سرويس دهنده DNS به پورت 53 گوش داده و اين انتظار را خواهد داشت که هر سرويس گيرنده ای که تمايل به استفاده از سرويس فوق را دارد از پورت مشابه استفاده نمايد . در برخی موارد ممکن است مجبور شويم از پورت ديگری استفاده نمائيم . وضعيت فوق به سيستم عامل و سرويس دهنده DNS نصب شده بر روی يک کامپيوتر بستگی دارد.
ساختار سرويس دهندگان نام دامنه ها در اينترنت
امروزه بر روی اينترنت ميليون ها سايت با اسامی Domain ثبت شده وجود دارد . شايد اين سوال برای شما تاکنون مطرح شده باشد که اين اسامی چگونه سازماندهی می شوند ؟ ساختار DNS بگونه ای طراحی شده است که يک سرويس دهنده DNS ضرورتی به آگاهی از تمامی اسامی Domain ريجستر شده نداشته و صرفا" ميزان آگاهی وی به يک سطح بالاتر و يک سطح پائين تر از خود محدود می گردد . شکل زير بخش های متفاوت ساختار سلسله مراتبی DNS را نشان می دهد :

internic ، مسئوليت کنترل دامنه های ريشه را برعهده داشته که شامل تمامی Domain های سطح بالا می باشد ( در شکل فوق به رنگ آبی نشان داده شده است) . در بخش فوق تمامی سرويس دهندگان DNS ريشه قرار داشته و آنان دارای آگاهی لازم در خصوص دامنه های موجود در سطح پائين تر از خود می باشند ( مثلا" microsoft.com ) . سرويس دهندگان DNS ريشه مشخص خواهند کرد که کدام سرويس دهنده DNS در ارتباط با دامنه های microsoft.com و يا Cisco.com می باشد .
هر domain شامل يک Primary DNS و يک Secondary DNS می باشد . Primary DNS ، تمامی اطلاعات مرتبط با Domain خود را نگهداری می نمايد. Secondary DNS به منزله يک backup بوده و در مواردی که Primary DNS با مشکل مواجه می شود از آن استفاده می گردد . به فرآيندی که بر اساس آن يک سرويس دهنده Primary DNS اطلاعات خود را در سرويس دهنده Secondary DNS تکثير می نمايد ، Zone Transfer گفته می شود .
امروزه صدها وب سايت وجود دارد که می توان با استفاده از آنان يک Domain را ثبت و يا اصطلاحا" ريجستر نمود . پس از ثبت يک Domain ، امکان مديريت آن در اختيار شما گذاشته شده و می توان رکوردهای منبع (RR ) را در آن تعريف نمود. Support, www و Routers ، نمونه هائی از رکوردهای منبع در ارتباط با دامنه Cisco.com می باشد. به منظور ايجاد Subdomain می توان از يک برنامه مديريتی DNS استفاده نمود . www و يا هر نوع رکورد منبع ديگری را می توان با استفاده از اينترفيس فوق تعريف نمود . پس از اعمال تغييرات دلخواه خود در ارتباط با Domain ، محتويات فايل های خاصی که بر روی سرويس دهنده ذخيره شده اند نيز تغيير نموده و در ادامه تغييرات فوق به ساير سرويس دهندگان تائيد شده اطلاع داده می شود . سرويس دهندگان فوق ، مسئوليت Domain شما را برعهده داشته و در ادامه تمامی اينترنت که به اين سرويس دهندگان DNS متصل می شوند از تغييرات ايجاد شده آگاه و قادر به برقراری ارتباط با هر يک از بخش های Domain می گردند.
مثلا" در صورتی که قصد ارتباط با Support.Cisco.com را داشته باشيد، کامپيوتر شما با سرويس دهنده DNS که مسئوليت مديريت دامنه های Com. را دارد ، ارتباط برقرار نموده و سرويس دهنده فوق اطلاعات لازم در خصوص دامنه Cisco.com را در اختيار قرار خواهد داد . در نهايت سرويس دهنده DNS مربوط به Cisco.com ( سرويس دهنده فوق ، تمامی اطلاعات مرتبط با دامنه Cisco.com را در خود نگهداری می نمايد ) ، آدرس IP کامپيوتر مربوط به Support.Cisco.com را مشخص نموده تا امکان برقراری ارتباط با آن فراهم گردد .
با پیشرفت روز بروز شبکه های کامپیوتری از امروز شروع به جمع آوری اطلاعات ریز و درشت در باره شبکه های کامپیوتری خواهم کرد .
از دوستان عزیز و علاقه مند خواهش می کنم اگر مطلبی یا مرجع مطمئنی در این باره دارند نظر بدهند تا من نیز با علاقه بیشتری کار خود را ادامه دهم .
از همه دوستان تشکر می کنم
packet sniffing چيست ؟
يکی از قديمی ترين روش های سرقت اطلاعات در يک شبکه ، استفاده از فرآيندی موسوم به packet sniffing است . در اين روش مهاجمان از تکنيک هائی به منظور تکثير بسته های اطلاعاتی که در طول شبکه حرکت می کنند ، استفاده نموده و در ادامه با آناليز آنان از وجود اطلاعات حساس در يک شبکه آگاهی می يابند . امروزه پروتکل هائی نظير IPSec به منظور پيشگيری از packet sniffing طراحی شده است که با استفاده از آن بسته های اطلاعاتی رمزنگاری می گردند . در حال حاضر تعداد بسيار زيادی از شبکه ها از تکنولوژی IPSec استفاده نمی نمايند و يا صرفا" بخش اندکی از داده های مربوطه را رمزنگاری می نمايند و همين امر باعث شده است که packet sniffing همچنان يکی از روش های متداول به منظور سرقت اطلاعات باشد .
يک packet sniffer که در برخی موارد از آن به عنوان network monitor و يا network analyzer نيز ياد می شود ، می تواند توسط مديران شبکه به منظور مشاهده و اشکال زدائی ترافيک موجود بر روی شبکه استفاده گردد تا به کمک آن بسته های اطلاعاتی خطاگونه و گلوگاه های حساس شبکه شناسائی و زمينه لازم به منظور انتقال موثر داده ها فراهم گردد . به عبارت ساده تر ، يک packet sniffer تمامی بسته های اطلاعاتی که از طريق يک اينترفيش مشخص شده در شبکه ارسال می گردند را حمع آْوری تا امکان بررسی و آناليز آنان فراهم گردد . عموما" از برنامه های packet sniffer به منظور جمع آوری بسته های اطلاعاتی به مقصد يک دستگاه خاص استفاده می گردد. برنامه های فوق قادر به جمع آوری تمامی بسته های اطلاعاتی قابل حرکت در شبکه صرفنظر از مقصد مربوطه نيز می باشند .
يک مهاجم با استقرار يک packet sniffer در شبکه ، قادر به جمع آوری و آناليز تمامی ترافيک شبکه خواهد بود . اطلاعات مربوط به نام و رمز عبور عموما" به صورت متن معمولی و رمز نشده ارسال می گردد و اين بدان معنی است که با آناليز بسته های اطلاعاتی ، امکان مشاهده اينگونه اطلاعات حساس وجود خواهد داشت . يک packet sniffer صرفا" قادر به جمع آوری اطلاعات مربوط به بسته های اطلاعاتی درون يک subnet مشخص شده است . بنابراين يک مهاجم نمی تواند يک packet sniffer را در شبکه خود نصب نمايد و از آن طريق به شبکه شما دستيابی و اقدام به جمع آوری نام و رمز عبور به منظور سوء استفاده از ساير ماشين های موجود در شبکه نمايد . مهاجمان به منظور نيل به اهداف مخرب خود می بايست يک packet sniffer را بر روی يک کامپيوتر موجود در شبکه اجراء نمايند .
نحوه کار packet sniffing
نحوه کار packet sniffing به روشی برمی گردد که شبکه های اترنت بر اساس آن کار می کنند . در يک شبکه اترنت ، هر زمان که کامپيوتری يک بسته اطلاعاتی را ارسال می نمايد ، بسته اطلاعاتی به عنوان يک broadcast ارسال می گردد . اين بدان معنی است که هر کامپيوتر موجود در شبکه بسته های اطلاعاتی ارسالی را مشاهده نموده و بجزء کامپيوتر مقصد ساير دستگاه های موجود از بسته اطلاعاتی صرفنظر خواهند کرد . packet sniffing با کپی يک نسخه از بسته های اطلاعاتی ارسالی در شبکه، فعاليت خود را سازماندهی می نمايد .
آيا روش هائی به منظور تشخيص وجود يک packet sniffer در شبکه وجود دارد ؟
تشخيص وجود يک packet sniffer بر روی شبکه کار آسانی نخواهد بود . برنامه های فوق به صورت passive در شبکه عمل نموده و به سادگی اقدام به جمع آوری بسته های اطلاعاتی می نمايند .خوشبختانه ، امروزه با استفاده از روش هائی می توان وجود احتمالی يک packet sniffer را در شبکه تشخيص داد .
روش های تشخيص packet sniffing در شبکه
همانگونه که اشاره گرديد تشخيص اين موضوع که يک فرد در يک بازه زمانی محدود و همزمان با حرکت بسته های اطلاعاتی در شبکه از يک packet sniffer استفاده می نمايد ، کار مشکلی خواهد بود . با بررسی و آناليز برخی داده ها می توان تا اندازه ای اين موضوع را تشخيص داد :
استفاده از امکانات ارائه شده توسط برخی نرم افزارها : در صورتی که مهاجمان دارای منابع محدودی باشند ممکن است از برنامه کاربردی Network Monitor برای packet sniffing استفاده نمايند . يک نسخه محدود از Network Monitor به همراه ويندوز NT و 2000 و يک نسخه کامل از آن به همراه SMS Server ارائه شده است . برنامه فوق ، گزينه ای مناسب برای مهاجمانی است که می خواهند در کوتاه ترين زمان به اهداف خود دست يابند چراکه استفاده از آن در مقايسه با ساير نرم افزارهای مشابه راحت تر است . خوشبختانه می توان بسادگی از اجرای اين برنامه توسط ساير کاربران در يک شبکه ، آگاهی يافت . بدين منظور کافی است از طريق منوی Tools گزينه Identify Network Monitor Users را انتخاب نمود .
بررسی سرويس دهنده DNS : در صورتی که مهاجمان از يکی از صدها نرم افزار ارائه شده برای packet sniffing استفاده نمايند ، امکان تشخيص سريع آن همانند برنامه Network Monitor وجود نخواهد داشت . توجه داشته باشيد که يک روش صدرصد تضمينی به منظور تشخيص وجود يک برنامه packet sniffing در شبکه وجود ندارد ولی با مشاهده نشانه هائی خاص می توان احتمال وجود packet sniffing در شبکه را تشخيص داد . شايد بهترين نشانه وجود يک packet sniffing در شبکه به بانک اطلاعاتی سرويس دهنده DNS برگردد . سرويس دهنده DNS وظيفه جستجو در بانک اطلاعاتی به منظور يافتن نام host و برگرداندن آدرس IP مربوطه را بر عهده دارد . در صورتی که مهاجمی يک packet sniffing را اجراء نمايد که اسامی host را نمايش می دهد ( اکثر آنان چنين کاری را انجام می دهند ) ، ماشينی که فرآيند packet sniffing را انجام می دهد يک حجم بالا از درخواست های DNS را اجراء می نمايد . در مرحله اول سعی نمائيد ماشينی را که تعداد زيادی درخواست های DNS lookups را انجام می دهد ، بررسی نمائيد . با اين که وجود حجم بالائی از درخواست های DNS lookup به تنهائی نشاندهنده packet sniffing نمی باشد ولی می تواند به عنوان نشانه ای مناسب در اين زمينه مطرح گردد . در صورتی که به يک ماشين خاص در شبکه مشکوک شده ايد ، سعی نمائيد يک ماشين طعمه را پيکربندی و آماده نمائيد . ماشين فوق يک کامپيوتر شخصی است که کاربران از وجود آن آگاهی ندارد . پس از اتصال اين نوع کامپيوترها به شبکه ، يک حجم بالا ی ترافيک بر روی شبکه را ايجاد نموده و به موازات انجام اين کار درخواست های DNS را بررسی نمائيد تا مشخص گردد که آيا ماشين مشکوک يک درخواست DNS را بر روی ماشين طعمه انجام می دهد . در صورتی که اينچنين است می توان با اطمينان گفت که ماشين مشکوک همان ماشين packet sniffing است .
اندازه گيری زمان پاسخ ماشين های مشکوک : يکی ديگر از روش های متداول برای شناسائی افرادی که از packet sniffing استفاده می نمايند ، اندازه گيری زمان پاسخ ماشين مشکوک است . روش فوق مستلزم دقت زياد و تا اندازه ای غيرمطمئن است . بدين منظور از دستور Ping ماشين مشکوک به منظور اندازه گيری مدت زمان پاسخ استفاده می شود . بخاطر داشته باشيد فردی که عمليات packet sniffing را انجام می دهد تمامی بسته های اطلاعاتی را کپی نخواهد کرد ، چراکه حجم اطلاعات افزايش خواهد يافت . آنان با تعريف يک فيلتر مناسب، صرفا" بسته های اطلاعاتی مورد علاقه خود را تکثير می نمايند (نظير آنانی که برای تائيد کاربران استفاده می گردد ) . بنابراين از تعدادی از همکاران خود بخواهيد که چندين مرتبه عمليات log in و log out را انجام داده و در اين همين وضعيت مدت زمان پاسخ کامپيوتر مشکوک را محاسبه نمائيد . در صورتی که مدت زمان پاسخ زياد تغيير نکند ، آن ماشين احتمالا" عمليات packet sniffing را انجام نمی دهد ولی در صورتی که زمان پاسخ کند گردد ، اين احتمال وجود خواهد داشت که ماشين مشکوک شناسائی شده باشد.
استفاده از ابزارهای مختص AntiSniff : شرکت های متعددی اقدام به طراحی و پياده سازی نرم افزارهائی به منظور رديابی و شناسائی packet sniffing نموده اند . برنامه های فوق از روش های اشاره شده و ساير روش های موجود به منظور شناسائی packet sniffing در يک شبکه استفاده می نمايند .